تبليغاتX
راز نگاه تو - سیب سرخ حوا

 

نميدانم  از چيدن سيب حوا

روگردان شدي

يا دلت

هواي حواي ديگري دارد

كه بوسه هايي را كه

طعم تمشك باران زده مي دهد

بر بوته لبانم جا مي گذاري

و بي تفاوت از كنار

سنگفرش تمام كوچه هايي

كه مارا به هم آغوشي ساده و

عارفانه مان مي رساند

مي گذري

اين روزها كه دلم هواي ميوه ممنوعه دارد

تمام درختان را با شاخ و برگ

در دفتر نقاشي مي كشم

و براي هر شاخه

هزار سيب مي گذارم

شايد روزي باز دلت هواي

گاز زدن سيب سرخ حوا كرد

مي خواهم هر زمان كه اراده كني

قبل از شيطان

ميوه ممنوعه را در دستانت بگذارم

و اين بار قبل از رانده شدن از بهشت

آدم شوم

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 9:40 توسط آنا |