تبليغاتX
راز نگاه تو

باردیگر

تمام خستگی ام را

در کوچه پس کوچه های یادت

فریاد می زنم

همه نبودن هایت را

با خودم تکرار کنان

زمزمه می کنم

و شکوه صمیمی لبخندت را

بر آستان دلتنگی هایم

می آویزم

هرروز

بارها و بارها

بی آنکه خواب نازک پلکهایت را پریشان کنم

با ساده ترین واژه عاشقانه

تورا به نام می خوانم

وتو

تمام حسرت نگاه صادقم را

به غربت واژه ها

پیوند می زنی

و مرا در اندوه رخوتناک لحظه های نداشتنت

جا می گذاری

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 14:58 توسط آنا |

 

نمیدانم چرا یادم نیست

که چگونه محوتماشای بازی روزگار شدم

فقط می دانم

درجریان باخت قلبم

به صداقت وجود تو

بازنده نهایی هردویمان بودیم

چون تو هم پس از قهرمانی

صداقتت را در میدان مسابقه جاگذاشتی

 

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 9:58 توسط آنا |