تبليغاتX
راز نگاه تو

 

نهایت بودنم را

به ابدیت گنگ باورهای ترک خورده ام

پیوندی ناگسستنی می زنم

و برای رها شدن از بندهای پوسیده ای که

نگاه هوسناکش به دست و پایم بسته بود

خودم را از تمام تعلقات دنیای خوفناکش

بیرون می کشم

خوب می دانم

لبخند خورشید

که مدتهاست پشت ابرهای سیاه بودنش

پنهان شده

به زودی بر چهره رنج کشیده ام

بار دیگر خواهدتابید

ومن این روزها

فقط منتظر آمدن فردایی هستم

که اثری از او درآن نباشد.....

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 16:5 توسط آنا |