تبليغاتX
راز نگاه تو

 

لبخند که میزنی

پر میشوم از بهانه های خواستنت

پر میشوم از طنین خوش صدای نفسهایت

و زمزمه های درگوشی

لبخند که میزنی

بی آنکه بفهمم چگونه

پرواز می کنم

تا افق های طلایی رنگ دستانت

و گرمای وجود نازنینت

مرا به تمام آرزوهای قشنگم میرساند

لبخند که میزنی

ترانه های با هم بودن را

از بر می خوانم و

با آهنگ قدمهایت می رقصم

و سرمست از عشقی که

از چشمان مهربانت جاریست

به تمام خوبی ها سلام می کنم

لبخند که میزنی

خالی میشوم از همه دلتنگی هایم

و شیشه های غبار آلود پنجره اتاقم

دوردستها را به روشنی آفتاب

 پیش چشمانم می گستراند

پس ای آشنای چشمان و دستانم

لبخند بزن

پرم کن از هوس آبتنی

 در دریای چشمان بی کرانت

و غرق شدن در وسعت آغوش ساده ات

لبخند بزن و

بیقراری ها را به خانه چشمانم دعوت کن

و هر چه کلام عاشقانه است

از لابلای نوشته های پر بهانه ام بدزد

این روزها دنبال بهانه ام برای بیشتر عاشق شدن

پس لبخند بزن به تمام دلخوشی های ساده ای که

تمام لحظات پرالتهاب مرا مال خود کرده

و روزهای مرا میسازد

این بار برای من بخند

که زندگی با لبخند تو

روی خوش به من نشان میدهد

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 14:54 توسط آنا |

 

تو همونی که دلم

 

عمری دنبالش گشت

 

ای عزیزنازنین

 

نمیشه از تو گذشت

 

تو همونی که برات نفسم میگیره

 

فکر من با عشقت روز و شب درگیره

 

تو مثل معجزه ای تو کتاب سرگذشت

 

ای عزیز نازنین نمیشه از تو گذشت

 

نمیشه از تو گذشت

 

تو دوای اخر هر دردی

 

تو مثل باور عشق

 

خالی قلب من رو پر کردی

 

همه دنیای من رو

 

تو با لبخندی دگرگون کردی

 

شدی دلگرمی من

 

همه سختی ها رو آسون کردی

 

تو یه قسمت از منی

 

تو وجود من رو کامل می کنی

 

نمی ری از یاد من

 

تو فراموشی رو مشکل می کنی

 

نمیشه از تو گذشت

 

 تو پر از احساسی

 

تو درخشنده تر از

 

 دونه الماسی

 

همه در دل دارند

 

حس دوست داشتنت رو

 

همه وجود من

 

عطش خواستن تو

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 11:25 توسط آنا |

این نشانه ظهور توست

لبخندی که بر گوشه لبانم جوانه کرده

سکوت عاشقانه ای که مرا

به انتهای دوست داشتن برده

برق مرموزی که نگاهم را تازه کرده

و صدای آهنگین ضربان قلبم

که تمام امتداد بودنت را

با شمارش لحظه های خوش بیقراری اندازه کرده

این نشانه ظهور توست

نزدیکتر بیایی میبینی

شکوفه های صورتی و سپید درختان

دامن پاک بهاری ام را لبریز کرده

و انگشتانم برای لمس لحظه شکفتن

یاد مهربان تو

با تار گیسوان انتظار

زیباترین نغمه را نواخته

حال این منم که تمام قد بر آستان این حضور روحانی

احرام بسته ام و وقتی بر خاک پایت بوسه میزنم می گویم:

معجزه ناگهانی این روزهایم

ظهورت بر من مبارک!

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 16:11 توسط آنا |